نسترن وثوقی



حالا که خیالِ آمدن نداری

دیگر

مرگ تنها کسی است

که می‌توانم به انتظارش بنشینم!








برچسب‌ها:
نسترن وثوقی

نسترن وثوقی



تو می توانی نیایی،

ولی من

نمی توانم، منتظرت نباشم!









برچسب‌ها:
نسترن وثوقی

نسترن وثوقی



هوا دو نفره است

ما هم می رویم، قدم بزنیم

من و خیالِ تو







برچسب‌ها:
نسترن وثوقی

نسترن وثوقی

 

 

 

دیگر نمی توانم بگویم،

من در زندگی خیر ندیده ام،

حالا که تو را دیده ام !

 

 

 

 

 


برچسب‌ها:
نسترن وثوقی

نسترن وثوقی

 

 

نمی آیی

و من همیشه گمان می کنم

دلیل تمام دلشوره های غروب های این شهر لعنتی

تو هستی !

 

 

 

 


برچسب‌ها:
نسترن وثوقی